تبليغاتX
تی تی

تی تی

کاش بر ساحل رودی خاموش

عطر مرموز گیاهی بودم

چو بر آنجا گذرت می افتاد

بسراپای تو لب میسودم

 

کاش چون نای شبان می خواندم

به نوای دل دیوانه ی تو

خفته بر هودج مواج نسیم

می گذشتم ز در خانه تو

 

کاش چون پرتو خورشید بهار

سحر از پنجره می تابیدم

از پس پرده لرزلن حریر

رنگ چشمان تورا می دیدم

 

کاش در بزم فوزنده تو

خنده جام شرابی بودم

کاش در نیمه شبی دردآلود

سستی و مستی خوابی بودم

 

کاش چون آینه روشن می شد

دلم از نقش تو خنده تو

صبحگاهان به تنم می لغزید

گرمی دست نوازنده تو

 

کاش چون برگ خزان رقص مرا

نیمه شب ماه تماشا می کرد

در دل باغچه ی خانه تو

شور من...ولوله بر پا می کرد

 

کاش چون یاد دل انگیز زنی

میخزیدم به دلت پر تشویش

ناگهان چشم تورا می دیدم

خیره بر جلوه زیبایی خویش

 

کاش در بستر تنهایی تو

پیکرم شمع گنه میافروخت

زین گنه کاری شیرین می سوخت

ریشه زهد تو و حسرت من

 

کاش از شاخه ی سر سبز حیات

گل اندوه مرا می چیدی

کاش در شعر من ای مایه عمر

شعله راز مرا می دیدی

فاهوی عزیزم تولدتو بهت تبریک میگم خواهر گلم

امیدوارم زندگی خوب و خوشی داشته باشی عزیزم

نمی دو نم باید چه هدیه ای بهت بدم...ولی با تمام وجودم

داد می زنم که واقعاً دوست دارم

از تمام دوستای گلی که تو آپ قبلی نظر دادن تشکر میکنم

خوش حال می شیم نظرتون صراحتاً در باره ی وبمون بگید...تو قسمت نظرا بگید به ظر شما

در باره ی چه موضوعاتی آپ کنیم بهترهممنون از حضور گرمتون..............

+نوشته شده در 88/10/01ساعت10:19توسط عسل و شقایق | |